چگونه برند شخصی خود را بسازید و آن را بهدرستی معرفی کنید (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسنده: Rachel Montañez
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
ایده اصلی در یک نگاه
- چالش
متمایز شدن در مسیر شغلی فقط به داشتن مهارت و تجربه محدود نمیشود. توسعه و انتقال مؤثر برند شخصی، برای پیشرفت و موفقیت ضروری است.
- راهحل
یک برند قوی بر پایه شناخت دقیق نقاط قوت، ارزشها و مزیتهای منحصربهفرد شما شکل میگیرد. به این فکر کنید که در چه چیزهایی مهارت دارید و چه کاری میخواهید انجام دهید، سپس بهدنبال فرصتها و مسیرهای شغلی بروید که با این موارد همراستا هستند. از پلتفرمهای مختلف مانند شبکههای اجتماعی، رویدادهای شبکهسازی و نمونهکارهای حرفهای استفاده کنید تا پیام برندتان را بهصورت مستمر منتقل کنید.
- دستاورد
برندی که بهخوبی تعریف و بهدرستی معرفی شده باشد، میتواند دیدهشدن شما را افزایش دهد، فرصتهای حرفهای بیشتری ایجاد کند و اعتبارتان را تقویت کند.
چه بخواهید چه نخواهید، شما در حال ساختن برند شخصی خود هستید.
برند شخصی شما ترکیبی است از مهارتهایتان، ارزشهایی که نشان میدهید و برداشتی که در ذهن دیگران ایجاد میکنید. اگرچه ممکن است کار کردن آگاهانه روی برند شخصی در نگاه اول خودمحورانه به نظر برسد، اما اصلاً اینطور نیست. این یک انتخاب توانمندساز است، انتخابی که به شما کمک میکند کنترل بیشتری بر توسعه حرفهای، شبکه ارتباطی، مسیر شغلی و حتی کیفیت کلی زندگیتان داشته باشید. حتی میتواند باعث شود در شغل فعلیتان بیشتر دیده شوید و در نتیجه رضایت بیشتری هم داشته باشید.
با این حال، مانند هر چیز دیگری در مسیر حرفهای، ساختن برند شخصی یک اقدام یکباره نیست. این کار زمان و انرژی میخواهد و نیازمند توجه و نگهداری مستمر است. خوشبختانه اقدامهایی وجود دارد که میتوانید بهصورت روزانه انجام دهید تا برند شخصیتان را تعریف، توسعه و بهخوبی معرفی کنید.
تعریف برند شخصی
اگر درک روشنی از این نداشته باشید که چه کسی هستید، چه چیزهایی را دوست دارید و در چه زمینههایی توانمندید، نمیتوانید یک برند شخصی قوی بسازید. این موارد بهمرور زمان تغییر میکنند، به همین دلیل تعریف برند شخصی کاری است که میتوانید و باید بهصورت مداوم انجام دهید. در ادامه چند روش برای این کار آمده است:
1. به احساسات خود توجه کنید
احساسات قدرتمند هستند و اطلاعات زیادی درباره خودتان و علایقتان در اختیارتان میگذارند. در پایان هر روز، یا بعد از لحظاتی که احساساتتان شدیدتر میشود، چند لحظه مکث کنید و آگاهانه به حال خود توجه کنید. یک یا دو کلمه را که بهترین توصیف از حالتان هستند انتخاب کنید و آنها را یادداشت کنید. هدف این است که بفهمید نسبت به وظایف کاری مختلف، فعالیتها یا حتی تعامل با همکاران چه احساسی دارید. این تمرین همچنین میتواند به شما کمک کند نسبت به کارهایی که در آنها توانمند هستید اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کنید، خواستههایتان را بهتر بشناسید و بیان کنید و برای موقعیتهایی که با ارزشهایتان همراستا نیستند آمادگی بیشتری داشته باشید.
برای مثال، فرض کنید بهتازگی از جلسهای خارج شدهاید که میتوانست بهجای 30 دقیقه، در 15 دقیقه تمام شود. متوجه میشوید که این موضوع شما را ناراحت یا کلافه کرده است. این یک نشانه است که شما برای کارایی و بهرهوری ارزش قائل هستید. اینکه فردی مسئلهحلکن باشید که زمان و تلاش را بهینه استفاده میکند، میتواند بخشی از برند شخصی شما باشد. دفعه بعد که خودتان مسئول برگزاری جلسه هستید، میتوانید از قبل دستور جلسه و هدف نهایی را مشخص کنید و آن را با شرکتکنندگان به اشتراک بگذارید تا همه در مسیر درست بمانند. در طول جلسه هم تلاش کنید وقتی بحثها از مسیر خارج میشوند، آنها را به جلو هدایت کنید.
2. ذینفعان خود را شناسایی کنید
ما همیشه بهترین قاضی برای ارزیابی خودمان نیستیم، به همین دلیل به ذینفعان نیاز داریم. ذینفعان کسانی هستند که در سازمان شما به موفقیت شما اهمیت میدهند و عملکردتان برایشان مهم است. اینها افرادی هستند که میتوانید برای دریافت نظر بیطرفانه یا حتی یک گفتوگوی انگیزشی به آنها مراجعه کنید، مثل مدیرتان، منتور، حامی حرفهای یا حتی یک همکار نزدیک.
وقتی با آنها صحبت میکنید، ازشان بازخورد بخواهید. میتوانید بگویید: «رابطهمان برایم ارزشمند است. به نظر شما من در چه زمینههایی برای شما ارزش ایجاد میکنم؟» یا «اگر بخواهید من را توصیف کنید، چه میگویید؟» پاسخ آنها میتواند به شما کمک کند بفهمید دیگران شما را چگونه میبینند و در حال حاضر چه برداشتی از برند شخصی شما دارند. اگر این تصویر با چیزی که در ذهن دارید متفاوت است، میتوانید آن را اصلاح کنید.
اگر احساس میکنید بازخورد کافی دریافت نمیکنید، میتوانید ذینفعان جدیدی به دایره ارتباطی خود اضافه کنید و برخی را کنار بگذارید. این کار به شما کمک میکند هم بیشتر دیده شوید و هم از زمان افراد بهدرستی استفاده کنید. از خودتان بپرسید: چه کسانی بینشهای مفیدی به من میدهند؟ و انرژیام را باید به کجا هدایت کنم تا این رابطه برای هر دو طرف ارزشمند باشد؟
3. مهارتهای خود را بشناسید
مهم است که بهطور منظم درباره مهارتهای فعلی خود و نحوه استفاده از آنها برای ایجاد اثرگذاری فکر کنید. در نهایت، مهارتها بخش اصلی هویت شما و برند شخصیتان هستند. بهصورت هفتگی یا پس از اتمام پروژههای مهم، به مهارتهایی فکر کنید که باعث شدند کارتان به نتیجه برسد. از خودتان بپرسید: چه مهارتهایی را هر روز برای رسیدن به نتیجه به کار میبرم؟ بیشتر به چه چیزی شناخته میشوم؟ این مهارتها در آینده چگونه ممکن است تغییر کنند؟ کدام مهارتها به موفقیت من در این پروژه کمک کردند؟
اینجا هم میتوانید از ذینفعان کمک بگیرید. اگر بازخورد منظم دریافت نکنید، نمیتوانید ارزیابی دقیقی از مهارتهایتان و مسیر توسعه آنها داشته باشید. برای شروع گفتوگو میتوانید بپرسید: «در این پروژه چه کارهایی را خوب انجام دادم و در چه بخشهایی میتوانستم بهتر عمل کنم؟»
توسعه برند شخصی
تعریف و بازتعریف مداوم برند شخصی فقط قدم اول است. برند شخصی زمانی بیشترین اثر را دارد که دیگران آن را در عمل ببینند. بهترین نقطه شروع برای نشان دادن و در عین حال توسعه بیشتر برندتان، رفتارها و اقدامات روزمره شما در محل کار است.
1. نتیجه نهایی را در ذهن داشته باشید
وقتی در حال انجام یک کار هستید، همیشه به این فکر کنید که چه نتیجهای بیشترین تأثیر را در تقویت برند شخصی شما دارد. اجازه دهید همین نتیجه، نحوه انجام کار را هدایت کند.
برای مثال، فرض کنید بخشی از برند شخصی شما این است که بهعنوان یک رهبر شناخته شوید. نتیجهای که میتواند به تقویت این بخش از برند شما کمک کند، سپرده شدن مسئولیت یک پروژه بینبخشی به شماست. بنابراین باید رویکرد شما به کارهای روزمره در راستای رسیدن به این هدف باشد. با پیشقدم شدن در تیم فعلیتان، تمایل خود به رهبری را نشان دهید. سؤالات هوشمندانه بپرسید و وقتی راهحل بهتری میبینید، آن را مطرح کنید. همچنین میتوانید با برگزاری جلسات منظم با همکاران یا مدیران سایر واحدها، به درک بهتر همپوشانی کارها کمک کنید و اهداف مشترک تعریف کنید. این اقدامات کمک میکنند برند شخصیتان را هر روز در عمل نشان دهید و دیگران هم آن را ببینند.
2. سازمان را بهبود دهید
بهدنبال فرصتهایی باشید که بتوانید در سازمان خود بهبود ایجاد کنید، بهویژه در حوزههایی که با برند شخصیتان همخوانی دارند، و برای آنها اقدام کنید. برای مثال، شاید دیگران شما را فردی اجتماعی و ارتباطگیر توصیف کردهاند و شما هم این ویژگی را بهعنوان بخشی از برند خود پذیرفتهاید. روابط مثبتی که ساختهاید به شما نفوذ میدهد و میتوانید از آن برای ایجاد تغییر در سازمان استفاده کنید.
فرض کنید مدیران ارشد شرکت شما به موضوع پایداری سازمانی اهمیت زیادی میدهند، اما مشارکت کارکنان در یکی از برنامههای مرتبط پایین است. برای تقویت برندتان بهعنوان یک فرد اثرگذار و رهبر، میتوانید راههایی برای افزایش آگاهی و تشویق همکاران به مشارکت پیدا کنید. این کار هم برند شخصی شما را تقویت میکند و هم تغییر مثبتی در سازمان ایجاد میکند.
3. برای دیگران ذینفع باشید
داشتن ذینفع برای خودتان مهم است، اما به همان اندازه مهم است که شما هم برای دیگران چنین نقشی داشته باشید. بهدنبال فرصتهایی باشید که دانش خود را به اشتراک بگذارید و به رشد دیگران کمک کنید. این کار باعث تقویت شبکه ارتباطی شما، افزایش دیدهشدن، شناخت بهتر خودتان و توسعه بیشتر برندتان میشود.
برای مثال، شاید علاقهمند باشید نکاتی درباره کار هوشمندانهتر و صرفهجویی در زمان انجام کارهای تکراری با دیگران به اشتراک بگذارید. ممکن است متوجه شوید بخشی از برندی که در حال ساخت آن هستید این است که بهعنوان فردی شناخته شوید که بهرهور است و همیشه سریع به نتیجه میرسد.
به اشتراک گذاشتن دانش با دیگران علاوه بر این، یک رفتار انسانی و ارزشمند است و بد نیست «مهربانی» هم بخشی از برند شما باشد. رفتار مهربانانه از نظر علمی با افزایش حس رضایت و بهبود سلامت روان همراه است و میتواند تأثیر مثبتی بر حالوهوای شما داشته باشد.
معرفی و انتقال برند شخصی
حالا که برند خود را تعریف کردهاید و آن را در سازمانتان توسعه دادهاید، وقت آن است که مطمئن شوید دیگران میدانند شما چه کسی هستید و چه ارزشهایی دارید. در ادامه راههایی آمده است که کمک میکند برند شخصیتان نادیده گرفته نشود:
1. داستان خود را به اشتراک بگذارید
معرفی برند شخصی از طریق شبکههای اجتماعی، بهویژه پلتفرمهایی مانند LinkedIn، میتواند به افزایش دیدهشدن شما در میان همکاران، مدیران ارشد و حتی استخدامکنندگان کمک کند. یکی از بهترین روشها برای استفاده از این فضا، به اشتراک گذاشتن داستانهایی درباره مهارتها و توانمندیهایی است که بخش اصلی برند شخصی شما را تشکیل میدهند، اما ممکن است در رزومه یا کارهای روزمرهتان چندان مشخص نباشند. بر اساس مطالعه Global Hopes and Fears سال 2023 شرکت PwC، 35 درصد افراد معتقدند مهارتهایی دارند که از طریق مدارک، سوابق شغلی یا عنوان شغلیشان بهخوبی دیده نمیشود. همچنین 46 درصد نیز معتقد بودند کارفرمایان هنگام استخدام بیش از حد بر سوابق شغلی تمرکز میکنند و به مهارتها توجه کافی ندارند.
برای اینکه مهارتهایتان بیشتر دیده شود، از شخصیتر شدن نترسید و توانمندیهایی را که خارج از محیط کار کسب کردهاید نیز به اشتراک بگذارید. برای مثال، فرض کنید شما یک وکیل دعاوی هستید که در کنار آن یک کسبوکار در Etsy دارید. میتوانید توضیح دهید که چگونه از طریق تبلیغات، مهارتهای نوشتاری متقاعدکننده را تقویت کردهاید، یا چگونه خلاقیت به شما کمک میکند سریعتر تصمیم بگیرید و ذهنیت رشد به شما امکان میدهد تصویر بزرگتر را ببینید. علایق شما خارج از کار هم میتوانند و باید بخشی از برند شخصیتان باشند. فعالیتهایی که بیرون از کار انجام میدهید معمولاً شما را به فردی کاملتر تبدیل میکنند و همین موضوع شما را رقابتیتر میکند.
اگر میخواهید فراتر از شبکه ارتباطی فعلی خود دیده شوید، میتوانید از واحد منابع انسانی سازمانتان بپرسید آیا به داستانهای تجربه کارکنان برای جذب استعداد یا تقویت برند کارفرما نیاز دارند یا نه. از این فرصت میتوانید استفاده کنید تا یک نمونه موفق از عملکرد خود را که برند شخصیتان را در عمل نشان میدهد به اشتراک بگذارید. این کار نهتنها باعث میشود برندتان را به طیف گستردهتری از مخاطبان معرفی کنید، بلکه به افزایش دیدهشدن شما در داخل سازمان، تقویت مهارت داستانگویی و ایجاد همکاری با افراد خارج از حوزه کاریتان هم کمک میکند.
2. از گفتوگوهای سطحی عبور کنید
برای اینکه خودتان و برند شخصیتان بیشتر دیده شوید، باید شبکهسازی کنید. اما این به این معنا نیست که درگیر گفتوگوهای کلیشهای و بیاثر شوید. برای مثال، وقتی کسی میپرسد «حالت چطور است؟»، در برابر پاسخ همیشگی «خوبم، تو چطوری؟» مقاومت کنید. از این فرصت استفاده کنید تا درباره کارتان صحبت کنید و بخشی از برند شخصیتان را نشان دهید. مثلاً میتوانید بگویید: «خوبم، ممنون، و مشتاق شروع هفته جدید! این روزها روی [یک پروژه جدید] کار میکنم و واقعاً از [تأثیری که قرار است داشته باشد] و [مهارتهایی که در حال یادگیری هستم] هیجانزدهام. اگر علاقهمند باشید خوشحال میشوم بیشتر دربارهاش صحبت کنیم. اما اول شما بگویید، اوضاع چطور است؟»
قبل از هر تعامل برنامهریزیشده، سعی کنید 2 یا 3 مورد از پروژهها، بهروزرسانیهای زندگی یا موفقیتهای شخصیتان را که میخواهید درباره آنها صحبت کنید، یادداشت کنید. این کار کمک میکند تمرکزتان روی انتقال برند شخصی حفظ شود و از گفتوگوهای سطحی فراتر بروید.
3. موفقیت دیگران را هم جشن بگیرید
برندهای قوی یکطرفه نیستند و برند شما هم نباید اینطور باشد. همانقدر که موفقیتهای خودتان را برجسته میکنید، مهم است دستاوردهای دیگران را هم ببینید و قدردان آنها باشید. وقتی یکی از همکاران یا ارتباطات شما به یک نقطه عطف کاری میرسد، با یک پست در شبکههای اجتماعی، یک پیام شخصی یا حتی یک کارت، حمایت خود را نشان دهید. این کار علاوه بر اینکه رفتار ارزشمندی است، مزایای زیادی هم برای شما و برند شخصیتان دارد. به شما کمک میکند ارتباطتان را با دیگران حفظ کنید و در ذهن آنها ماندگار بمانید. همانطور که به اشتراک گذاشتن دانش و مهارتهایتان اهمیت دارد، قدردانی از دیگران هم باعث میشود آنها در زمان موفقیت شما همین کار را انجام دهند و این موضوع به تقویت برندتان کمک میکند.
این تعاملات فقط محدود به لحظات جشن و موفقیت نیست. اگر در محتوای دیگران نکتهای دیدید که برایتان جالب بود، آن را بازنشر کنید، نظر بدهید یا حتی منابع مفیدی که میشناسید با آنها به اشتراک بگذارید. در مسیر ساخت برند شخصی، داشتن نگاه انسانی و همدلانه همیشه یک مزیت مهم است.
…
ساختن برند شخصی یک فرایند مداوم است و مهم است همیشه مراقب عواملی باشید که ممکن است مانع شما شوند، مثل فرسودگی شغلی، کمالگرایی و موارد دیگر. اما یک نکته را فراموش نکنید: لازم نیست همهچیز باشید و همه کارها را انجام دهید. خود واقعیتان باشید. این بالاترین شکل مراقبت از خود و پایدارترین مسیر برای ساختن برند شخصی است.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.