نیفلهایم؛ سرزمین مه و یخ در اساطیر نورس
وارد شوید تا ادامهی پادکستها در هر دستگاهی از همان جایی که رها کردهاید پخش شود.
دربارهی این قسمت
نیفلهایم چه جایگاهی در اساطیر نورس داشت؟ این پادکست داستان سرزمین مه و یخ، نقش آن در آفرینش جهان و ارتباطش با جهان مردگان را بررسی میکند.
در میان نه جهان اساطیر نورس، نیفلهایم یکی از اسرارآمیزترین قلمروهاست؛ سرزمینی پوشیده از مه، سرما و تاریکی که در نگاه نخست نقطهای دورافتاده و خاموش به نظر میرسد، اما در روایتهای کهن نقشی مهم در شکلگیری جهان و تصور نورسها از هستی داشته است.
نیفلهایم در کیهانشناسی اسکاندیناوی با سرمای بیپایان و نیروهای نخستین طبیعت پیوند دارد. در باورهای اساطیری، این سرزمین در کنار موسپلهایم، قلمرو آتش، یکی از دو نیروی بنیادین آغازین بود و برخورد این دو جهان متضاد، زمینه را برای شکلگیری نخستین مراحل آفرینش فراهم کرد.
اما نیفلهایم تنها سرزمین یخ و مه نبود؛ این قلمرو بهتدریج با مفهوم مرگ و جهان مردگان نیز ارتباط پیدا کرد. پیوند آن با هل، الهه فرمانروای مردگان، باعث شد نیفلهایم به مکانی تبدیل شود که در آن مرز میان زندگی، مرگ و سرنوشت پس از مرگ شکل پیچیدهتری پیدا میکند.
تصویر نیفلهایم نشاندهنده نگاه خاص اساطیر نورس به جهان است؛ جهانی که در آن تضاد میان سرما و گرما، تاریکی و روشنایی و زندگی و مرگ، نیروهایی مکمل برای درک آفرینش و نظم کیهانی هستند. این سرزمین سرد و مهآلود بخشی از داستان بزرگتری درباره چگونگی شکلگیری جهان و جایگاه موجودات در آن است.
در این پادکست با نیفلهایم، سرزمین مه و یخ در اساطیر نورس، آشنا میشویم و نقش آن را در کیهانشناسی اسکاندیناوی، آغاز آفرینش و ارتباطش با جهان مردگان بررسی میکنیم. اگر میخواهید بدانید چرا یکی از سردترین قلمروهای اساطیر نورس جایگاهی چنین مهم در تصور انسانهای باستان از جهان داشته است، این اپیزود را بشنوید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.