آموزش بازار مالی

در این بخش می خوانید:

بازار مالی چیست؟

بازارهای مالی مکان هایی هستند که افراد و شرکت ها برای خرید و فروش دارایی هایی مانند سهام، اوراق قرضه (بدهی)، کالاها و سایر محصولات در آن حضور پیدا می کنند.

حدود صدها سال است که افراد برای کمک به خرید و فروش بهتر کلاها و یا یاری رساندن به شرکت هایی که به پول نیاز دارند تا سرپا شوند، در بازارهای مالی معامله می کنند.

با گذشت سال ها، بازارها بزرگتر و سریعتر رشد کردند. افراد بیشتری نسبت به گذشته در حال حاضر قادر به دسترسی به این بازارها هستند. زمانی این بازارها تحت کنترل بانک های بزرگ، موسسات مالی و افراد بسیار ثروتمند بودند، اما دیگر اینچنین نیست.

معامله گران می توانند به طیف وسیعی از بازارهای مالی دسترسی داشته باشند، اما بازارهای اصلی موجود کدامند و چگونه کار می کنند؟

انواع بازارهای مالی

شاخص ها (Indices)

شاخص بازار سهام که از یک سبد سهام تشکیل شده است، می تواند مانند یک سهم معامله شود. معامله گران با خرید و فروش شاخص ها می توانند در مورد تغییرات قیمت بزرگترین شرکت ها در یک بازار واحد گمانه زنی کنند. به عنوان مثال، US 500 یکی از شاخص ترین معاملات در سطح جهانی است که اندازه گیری برخی از بزرگترین و فعال ترین شرکت های معامله شده در بورس نیویورک یا NASDAQ است.

ارزها

بازارهای ارزی که به عنوان فارکس یا FX نیز شناخته می شوند، مبادله ثابت ارزها بین بانک ها و سایر شرکت کنندگان یا فعالان در بازار را بر عهده می گیرند. ارزها به عنوان جفت ارز ذکر می شوند. برای مثال GBP/USD ارزش دلار آمریکا به پوند است. همه ارزها دارای کد سه حرفی هستند. بازارهای ارز، برخلاف بسیاری از بازارهای دیگر، 24 ساعته باز هستند.

سهام

این بازارها نشان دهنده قیمت سهام شرکت هایی هستند که در بورس های اصلی سهام فهرست شده اند. نمونه های معروف عبارتند از Apple ، BP یا Microsoft.

کالاها

بسیاری از کالاها منابعی هستند که در نهایت مصرف می شوند، به عنوان مثال روغن یا گندم. دیگر بازارها، بازارهای انرژی هستند مانند گاز طبیعی یا نفت خام، در حالی که کالاهای نرم شامل سویا و گندم است. فلزاتی مانند طلا، نقره یا پلاتین نیز به عنوان کالا طبقه بندی می شوند. هر بازار کالایی چرخه های خاص خود را خواهد داشت که توسط عوامل خاصی مانند برداشت یا تقاضای انرژی تعیین می شود.

اوراق قرضه

اوراق قرضه اسناد بدهی دولت هستند که به سرمایه گذاران سود پرداخت می کنند و همچنین قابل معامله هستند.

نرخ بهره

نرخ های بهره توسط بانک های مرکزی تعیین می شود و نشان دهنده هزینه استقراض برای ارزهای تحت کنترل آن بانک ها است.

شما بر اساس میزان ریسک پذیری و سرمایه خود می توانید در بازارهای جهانی مانند فارکس، بورس آتی سکه و بورس اوراق بهادار معامله کنید.

آموزش بازارهای مالی

چه عواملی بر بازارهای مالی تأثیر می گذارد؟

قیمت بازار تحت تأثیر عرضه و تقاضای کالا است که می تواند تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل قرار گیرد. در اینجا برخی از رایج ترین آنها آورده شده است:

اخبار: بسیاری از شرکت کنندگان یا فعالان در بازار اخبار را در زمان واقعی دنبال می کنند. به عنوان مثال، اخبار بدی که بر یک شرکت یا کشور تأثیر می گذارد، قیمت ها را پایین می آورد. حتی اخبار سیاسی نیز می تواند تأثیر گسترده ای بر بازارها داشته باشد.

سیاست بانک مرکزی:بانک های مرکزی تصمیماتی مانند تعیین نرخ بهره می گیرند و این می تواند تأثیر عمیقی بر جریان پول در سراسر جهان داشته باشد و تأثیر زیادی بر بازارها خواهد داشت.

نتایج شرکت: شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نتایج منظمی را منتشر می کنند که سرمایه گذاران را تشویق به خرید یا فروش سهام خود می کند.

داده های دولتی: دولت ها داده هایی را منتشر می کنند که بازارها را جابجا می کند، به عنوان مثال اطلاعات بیکاری یا داده های تورم.

فعالان در بازار

طیف گسترده ای از افراد و شرکت ها در بازارهای مالی تجارت می کنند.

سرمایه گذاران نهادی: صندوق های بازنشستگی، مدیران دارایی ها و ارائه دهندگان صندوق های سرمایه گذاری مشترک در بازارهای مالی شرکت می کنند تا برای خود و مشتریان خود سود کسب کنند.

بانک ها:بانک ها مانند کارگزاران سایر شرکت ها مانند مدیران صندوق عمل می کنند. آنها قبلاً معاملات زیادی را خود انجام می دادند، اما مقررات جدید به این معنی است که دامنه کمتری برای معامله خود دارند.

کارگزاران: متخصصانی که برای مشتریان خود معامله می کنند.

بازار سازان: یک کارگزار که هم قیمت خرید و فروش ابزارهای مالی یا کالاها را ذکر می کند و هم سود (تفاوت) بین این دو را ایجاد می کند.

سرمایه گذاران خرده فروشی: سرمایه گذاران روزانه می توانند از طریق سرمایه گذاری در صندوق ها، خرید سهام یا تجارت فعالانه بازارها از طریق شرط بندی های گسترده و CFD در بازارهای مالی شرکت کنند.

چگونه می توان در بازارهای معامله یا Trade کرد؟

به طور معمول، بازارها را می توان به دو روش معامله کرد:

  1. بازار خارج از بورس یا فرابورس
  2. در بازار بورس

فرابورس

بازار خارج از بورس یا فرابورس به اصطلاح Over-the-counter جایی است که دو طرف توافق می کنند مستقیماً بدون معامله در بورس از و به یکدیگر بخرند/بفروشند.

در بازار بورس

در بازار بورس یا به اصطلاح On-exchange در گذشته، ساختمان های واقعی بودند که دلالان برای خرید و فروش سهام شرکت ها یا دارایی های دیگر مانند ذرت یا دام با یکدیگر ملاقات می کردند. در حال حاضر بیشتر معاملات در صرافی ها بصورت آنلاین انجام می شود و سفارشات از سراسر جهان ارسال می شود. معاملات در بورس به این معناست که قراردادها با راهنمای مشخص در مورد کیفیت، کمیت و زمان تحویل کالا استاندارد می شوند.

مباحث مهم در بازارهای مالی

  • تحلیل تکنیکال
  • تحلیل فاندامنتال
  • معامله گری
  • پرایس اکشن

وقتی صحبت از تجزیه و تحلیل بازارهای مالی می شود، دو رویکرد اصلی مورد استفاده قرار می گیرد. یکی تحلیل تکنیکال و دیگری تحلیل بنیادی یا فاندامنتال است و از نظر رویکرد کاملاً متفاوت هستند. هر دو طرفداران و مخالفان خود را دارند و برخی از معامله گران هر دو را برای پیش بینی دقیق تر ترکیب می کنند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال از نگاه کردن به درآمد یا اقتصاد پشت دارایی اجتناب می کند و در عوض، بر روی قیمت و روندهای آماری در طول زمان تمرکز می کند. تحلیلگران تکنیکال معتقدند که هیچ دلیلی برای بررسی اصول فاندامنتال وجود ندارد زیرا آنها قبلاً برای هر دارایی قیمت گذاری شده اند. در عوض، آنها الگوها و روندهای حرکت قیمت دارایی را مورد بررسی قرار می دهند و معتقدند که ارزش پیش بینی کننده ای برای قیمت آن در آینده دارند.

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

تحلیل فاندامنتال سعی می کند با تلاش برای یافتن ارزش ذاتی آن دارایی، قیمت یک دارایی را بسیار زیاد، بسیار پایین یا درست و مناسب تشخیص دهد. تحلیل بنیادی با در نظر گرفتن همه چیز از اقتصاد کلی گرفته تا قدرت مدیران فردی که با دارایی درگیر هستند، تصویر گسترده تری را بررسی می کند. هنگام استفاده از تحلیل بنیادی در مورد سهام، تمام مشخصات مالی شرکت به عنوان بخشی از تجزیه و تحلیل مطرح می شود.

مفاهیم بازارهای مالی، انواع بازارهای مالی

تفاوت بین تحلیل تکنیکال و فاندامنتال

تفاوت بین تحلیل فاندامنتال و تکنیکال بسیار زیاد و متنوع است، اما در اصل، به آنچه در واقع قیمت یک دارایی را تعیین می کند بر می گردد. تحلیل فاندامنتال مربوط به قیمت واقعی دارایی در مقابل ارزش آن است. تحلیل دارایی بر اساس موقعیت اقتصادی و مالی آن مزایای متعددی را به همراه دارد. تمرکز بر ارزش دارایی بدون در نظر گرفتن قیمت فعلی، می تواند به معامله گر اجازه دهد ارزش واقعی دارایی را بیابد. این امر به ویژه برای سرمایه گذاری بلند مدت بسیار ارزشمند است. تحلیل فاندامنتال همچنین در مکان یابی دارایی هایی که توسط بازارها به شدت کم یا بیش از حد ارزش گذاری شده اند بسیار مناسب است. همچنین، در درازمدت مشخص شده است که تحلیل بنیادی در پیش بینی قیمت های آینده دقیق تر است.

در مقابل، تحلیل تکنیکال از هرگونه ملاحظات فاندامنتال اجتناب می کند و به طور کامل بر روی قیمت تمرکز می کند، زیرا معتقد است این ارزش پیش بینی کننده ای نسبت به سهام دارد. الگوهای مشاهده شده در نمودارها اغلب تکرار می شوند و تحلیل تکنیکال به دنبال شناسایی این الگوها در حال شکل گیری است. تحلیل تکنیکال امکان تجزیه و تحلیل سریعتر دارایی را فراهم می کند و برخی از وظایف را می توان برای صرفه جویی در زمان معامله گر خودکار کرد. تحلیل تکنیکال همچنین برای تعیین اهداف و سطوح قیمت کوتاه مدت با مشخصات ریسک و پاداش بسیار مشخص بسیار مفید است. حرکت های قیمتی کوتاه مدت اغلب اتفاق می افتد که تحلیل بنیادی از یافتن آن عاجز است، اما تحلیل تکنیکال می تواند به راحتی حرکت ها را تشخیص دهد. به علاوه، تحلیل تکنیکال در تعیین احساسات و روانشناسی بازار و جریان عرضه و تقاضا در یک دارایی بسیار خوب است. با تحلیل تکنیکال، یک معامله گر می تواند استراتژی های مناسب تری را با توجه به شرایط فعلی بازار پیدا کند.

مانند هر روش دیگری، استفاده از تحلیل بنیادی یا فاندامنتال نیز معایبی دارد. برای مبتدیان، این امر بسیار وقت گیر است، به این معنی که معامله گران در تعداد دارایی هایی که می توانند برای سرمایه گذاری در نظر بگیرند محدود خواهند شد. به علاوه، داده های مورد استفاده در تجزیه و تحلیل فاندامنتال به طور گسترده ای در دسترس است که باعث می شود دستیابی به برتری با استفاده از اصول فاندامنتال به تنهایی دشوار باشد. با استفاده از تحلیل فاندامنتال، اطلاعات کمی در مورد حرکات کوتاه مدت یک دارایی خواهید آموخت و یافته ها اغلب کاملاً کلی هستند و آنطور که انتظار می رود دقیق نیستند. همچنین، مدل های ارزش گذاری مورد استفاده در تحلیل فاندامنتال به ندرت منجر به پیش بینی دقیق قیمت می شوند.

تحلیل تکنیکال نیز معایب خود را دارد. مهمترین آنها این است که بسیاری از اشکال تحلیل تکنیکال ذهنی هستند و به قضاوت هر معامله گر تکیه می کنند. تحلیل تکنیکال اغلب به همان اندازه هنر است که علم است. اشکال دیگر این است که تحلیل تکنیکال اغلب نتایج مبهمی را ارائه می دهد. دو تحلیلگر تکنیکال اغلب هنگام استفاده از رویکردها یا بازه های زمانی مختلف به نتایج متفاوتی در مورد یک دارایی می رسند. و از آنجا که ابزارها و شاخص های بسیار زیادی وجود دارد، تصمیم گیری در مورد استفاده از آنها دشوار است.

معامله گری یا تریدینگ چیست؟

معامله گری یکی از سودآورترین فعالیت های اینترنتی است. هر روز، میلیاردها دلار با چند کلیک موس توسط افرادی که به صورت آنلاین معامله می کنند، درآمد و بدست می آید و از دست می رود. به عنوان یک معامله گر، شما با ابزارهای مالی مانند سهام، جفت ارز و صندوق های سرمایه‌گذاری مبتنی بر شاخص معامله می کنید. اما چرا معامله گری در حال حاضر بسیار سودمند است، چگونه این کار را انجام می دهید و ویژگی های تریدینگ چیست؟ برای کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص به صفحه معامله گری مراجعه کنید.

پرایس اکشن چیست؟

پرایس اکشن یک استراتژی تریدینگ است که برای تجزیه و تحلیل رفتار بازار و شناسایی فرصت های ایده آل ورود و خروج استفاده می شود. در اصل، عملکرد قیمت نشان دهنده عدم تعادل بین عرضه و تقاضا در بازار است. به نوعی دیگر ، یک معامله گر پرایس اکشن فقط با استفاده اندک یا بدون استفاده از شاخص های تکنیکال به قیمت و تحرکات آن معامله اعتقاد پیدا می کند.

لات و pip چیست؟

"لات" واحدی است که مقدار معامله را اندازه گیری می کند که به اصطلاح به آن Lot Size گویند. هنگامی که سفارشات خود را در پلتفرم تریدینگ خود قرار می دهید، سفارشات در اندازه های ذکر شده در تعداد زیادی قرار می گیرند. اندازه استاندارد برای لات 100000 واحدهای ارزی است، و در حال حاضر ، اندازه های مینی، میکرو و نانو نیز وجود دارد که 10000 ، 1000 و 100 واحد هستند. برخی از کارگزاران مقدار را در "Lots" نشان می دهند، در حالی که سایر کارگزاران واحد ارزی واقعی را نشان می دهند. همانطور که قبلاً می دانید، تغییر در ارزش ارز نسبت به ارز دیگری بر حسب " pips" اندازه گیری می شود که درصد بسیار بسیار کمی از واحد ارزش ارز است.

نظرتون درباره این نوشته چیه؟ عالیه بد نیست خوب نبود