در برابر فشار برای بیش از حد کار کردن مقاومت کنید

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.

نویسنده: آلیس بویز

ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)

...

کمتر کسی دوست دارد بیش از حد کار کند. حتی اگر شغل ما برایمان معنادار باشد، ترجیح می‌دهیم برای زندگی کار کنیم، نه اینکه زندگی‌مان را صرف کار کنیم. اختصاص دادن بخشی از زمان به علایق و سرگرمی‌ها، خانواده و دوستان، اوقات فراغت و یادگیری موضوعاتی که مستقیماً به حرفه‌مان مربوط نیستند نیز برای ما ارزشمند و معنادار است.

با این حال، گرفتار شدن در دام کار بیش از حد بسیار آسان است. برای جلوگیری از این اتفاق، باید راهبردهای روشن و مشخصی داشته باشید. راهکارهای زیر را امتحان کنید.

بپذیرید که کار بیش از حد، شرط موفقیت نیست

اگر حتی اندکی این باور را بپذیرید، دیگر نمی‌توانید در برابر محرک‌هایی مانند شنیدن داستان کار بیش از حد دیگران مقاومت کنید. چنین فشار اجتماعی‌ای اضطراب شما را فعال می‌کند و تمام واکنش‌های احساسی و جسمی مرتبط با آن را به دنبال خواهد داشت.

برای مثال، یکی از نویسندگان اخیراً برایم تعریف کرد که برای حمایت از انتشار کتابش در چه تعداد پادکست مصاحبه کرده است. تعداد این مصاحبه‌ها بسیار بیشتر از چیزی بود که من انجام داده بودم و همین باعث شد وارد چرخه‌ای از نگرانی شوم. حتی چند ساعت بعد نیز ضربان قلبم بالا بود و ذهنم مدام به آن موضوع برمی‌گشت.

برای اینکه وسوسه نشوید خودتان را با افرادی که مدام از کار بیش از حدشان صحبت می‌کنند، هماهنگ کنید، باید به‌طور جدی این باور را کنار بگذارید که چنین رفتاری برای موفقیت ضروری یا حتی مفید است. در آن موقعیت، من واقعاً به خودم گفتم: «او باور دارد که کار بیش از حد برای موفقیت لازم است. اما من چنین باوری ندارم.»

اگر موقعیتی همچنان باعث تحریک احساسات شما می‌شود، از گفت‌وگوی درونی مهربانانه‌تر استفاده کنید. برای مثال، با خود بگویید: «نگرانم اگر باورهای آن‌ها را نپذیرم، شکست بخورم. موفقیت برایم مهم است، پس طبیعی است که این موضوع مرا بترساند. اما به خودم یادآوری می‌کنم که می‌توانم بهترین عملکردم را بدون گرفتار شدن در کار بیش از حد داشته باشم.»

ارزش‌های خود را به‌روشنی مشخص کنید

وقتی آن نویسنده از تعداد زیاد حضورهایش در پادکست‌ها صحبت می‌کرد، لحنش این نبود که «با افراد فوق‌العاده‌ای آشنا شدم و تجربه‌ای ارزشمند و الهام‌بخش داشتم.» بیشتر شبیه این بود که «دارم فقط از سر اجبار ادامه می‌دهم. واقعاً انجام این همه کار عذاب‌آور است، نه؟»

من هرگز نمی‌خواهم با چنین احساسی وارد یک مصاحبه شوم. دوست دارم با کنجکاوی وارد گفت‌وگو شوم، از مصاحبه‌کننده چیزهای جدید یاد بگیرم و به شیوه‌های تازه‌ای درباره ایده‌ها فکر کنم یا دیدگاه‌هایم را بیان کنم.

علاوه بر این، کارآمد بودن نیز یکی از ارزش‌های من است. بله، می‌توانستم تلاش کنم مهمان 100 پادکست شوم. اما منطقی‌تر این است که 20 پادکستی را انتخاب کنم که بیشترین احتمال را برای افزایش فروش کتاب دارند و سپس 5 تا 10 پادکست دیگر را صرفاً به دلیل جذاب بودن انتخاب کنم تا کمی تنوع و شگفتی نیز وارد این فرایند شود.

مهم است که ارزش‌های اصلی خود را به‌طور مشخص شناسایی کنید. البته بیشتر ما موافقیم که ارزش‌هایی مانند برابری، عدالت، کارآمدی، سخاوت، شجاعت، استقلال، چالش، همکاری و ماجراجویی ارزشمند هستند. اما آنچه میان افراد تفاوت ایجاد می‌کند، اولویت این ارزش‌هاست؛ یعنی ارزش‌هایی که بیش از همه به زندگی و مسیر شغلی ما معنا می‌بخشند. برای مثال، اگر شجاعت یکی از مهم‌ترین ارزش‌های شماست، فکر کنید چگونه می‌توانید وظایف اصلی شغلتان را با شجاعت بیشتری انجام دهید. فقط به این فکر نکنید که ترجیح می‌دادید به جای کار کردن چه کاری انجام دهید، بلکه به نگرش و رویکردی بیندیشید که می‌تواند انجام کار را برایتان رضایت‌بخش‌تر کند.

همچنین به این رویکرد مبتنی بر ارزش‌ها اعتماد داشته باشید. با کسب تجربه و آزمون روش‌های مختلف، یاد خواهید گرفت که برای موفقیت در حرفه خود لازم نیست بیش از حد کار کنید، بلکه کافی است به اندازه لازم کار مؤثر انجام دهید و موفقیت را بر اساس ساعت‌های کاری نسنجید.

فرهنگ «همیشه در حال کار بودن» را کنار بگذارید و بر اهداف عمیق‌تر و مهارت خود تمرکز کنید

آلبرت اینشتین تلاش نمی‌کرد در کارش «همه را شکست دهد» یا «همیشه بهترین باشد». در واقع، رفتارها و ادبیاتی که با فرهنگ کار افراطی همراه هستند، معمولاً به دستاوردهای بزرگ منجر نمی‌شوند. آنچه موفقیت واقعی را رقم می‌زند، دنبال کردن اهدافی عمیق‌تر و شخصی‌تر است؛ مانند درک بهتر پدیده‌های مهم، حل مسائل پیچیده یا ایجاد تأثیر مثبت در جامعه. البته ممکن است اهداف مشخصی مانند دستیابی به یک هدف فروش داشته باشید، اما بهتر است به جاه‌طلبی بزرگ‌تری نیز فکر کنید که برایتان بیشترین اهمیت را دارد و انرژی خود را صرف کارهایی کنید که شما را به آن هدف نزدیک‌تر می‌کنند و بسیاری از فعالیت‌های کم‌اهمیت‌تر را کنار بگذارید.

راه دیگر فاصله گرفتن از فرهنگ کار افراطی، صرف‌نظر از اینکه معلم، حسابدار یا مدیر باشید، این است که شغل خود را مانند یک مهارت یا هنر ببینید که می‌خواهید آن را به مرور کامل‌تر کنید. در این صورت، بیشتر به یادگیری مهارت‌های جدید، دریافت بازخورد و تعامل با افراد مختلفی که می‌توانند به رشد شما کمک کنند، علاقه‌مند خواهید شد. همه این موارد باعث می‌شوند به جای انجام کار بیشتر، کارهای مهم‌تر و ارزشمندتری انجام دهید که شما را به اهداف بزرگتان نزدیک‌تر می‌کنند.

از الگوهای مناسب یاد بگیرید

به افرادی فکر کنید که بدون کار بیش از حد و بدون اینکه دائماً از مشغله و خستگی خود مانند یک مدال افتخار صحبت کنند، به موفقیتی که شما آرزو دارید رسیده‌اند. (نکته مهم این است که این نوع شکایت کردن امروزه عادی شده، اما واقعاً طبیعی نیست. اگر کسی واقعاً به خاطر کارش همیشه خسته و فرسوده است، این یک مشکل است که باید برای آن راه‌حل پیدا شود.)

منظور فقط مدیران مشهور یا مدیرعاملانی نیست که آن‌ها را تحسین می‌کنید اما شخصاً نمی‌شناسید. راهکار مؤثرتر این است که در میان اطرافیان خود، چه در حوزه کاری خودتان و چه خارج از آن، به دنبال الگو بگردید. چه کسانی را می‌شناسید که بدون فرسودگی، کار افراطی یا گرفتار شدن در فرهنگ «همیشه مشغول بودن»، عملکرد موفقی دارند؟ آن‌ها چه رویکردهایی دارند؟ آیا می‌توانید بخشی از روش‌های آن‌ها را متناسب با ارزش‌ها، اهداف، شخصیت و شرایط خود به کار بگیرید؟

درخواست‌هایی را که شما را به کار بیش از حد وادار می‌کنند، نادیده بگیرید

یکی از اصول پایه روان‌شناسی این است که رفتارهایی که تقویت شوند، تکرار خواهند شد. اما اگر آن‌ها را نادیده بگیرید، ممکن است در ابتدا با پدیده‌ای به نام «افزایش موقت رفتار» روبه‌رو شوید؛ یعنی رفتار نامطلوب برای مدت کوتاهی شدت بگیرد، اما در نهایت از بین برود.

برای مثال، اگر همکارتان بعد از ساعت کاری برایتان ایمیل بفرستد و شما پاسخ دهید، در واقع به انجام کار در ساعات غیرکاری پاداش داده‌اید. در نتیجه، او دوباره همین انتظار را از شما و دیگران خواهد داشت. اما اگر درخواست‌های نامناسب برای وادار کردن شما به کار بیشتر را نادیده بگیرید، ممکن است برای مدت کوتاهی با اصرار بیشتر یا روش‌های مختلف تلاش کند شما را متقاعد کند، اما در نهایت رفتار خود را تغییر خواهد داد. انسان‌ها به‌طور طبیعی از تجربه‌ها یاد می‌گیرند.

اگر این فشار از طرف مدیرتان باشد، یکی از آشکارترین نشانه‌های یک فرهنگ کاری ناسالم است. مرزهای خود را به‌وضوح مشخص کنید و اگر این رفتارها ادامه یافت، به فکر انتقال به تیمی دیگر یا سازمانی باشید که مدیران آن انتظارات واقع‌بینانه‌تری دارند. همان‌طور که آدام گرانت، روان‌شناس سازمانی، می‌گوید: «اصلاح یک محیط کار سمی از پایین هرم، وظیفه شما نیست.»

همه ما با فشارهای درونی و بیرونی برای انجام کار بیشتر روبه‌رو هستیم. اما اگر به دنبال موفقیت و رضایت شغلی هستید، کار بیش از حد دشمن شماست، نه دوستتان. راهکارهای بالا می‌توانند به شما کمک کنند در برابر این فشار مقاومت کنید.