رهبر خودشیفته چگونه فرهنگ یک سازمان را تغییر میدهد؟
وارد شوید تا ادامهی پادکستها در هر دستگاهی از همان جایی که رها کردهاید پخش شود.
دربارهی این قسمت
خودشیفتگی رهبران چگونه بر رفتار کارکنان و فرهنگ سازمان اثر میگذارد؟ این پادکست رابطه میان رهبری، اخلاق حرفهای و فرهنگ سازمانی را بررسی میکند.
گاهی تغییر فرهنگ یک سازمان از جایی آغاز میشود که کمتر به چشم میآید؛ از رفتار و شخصیت فردی که در بالاترین جایگاه قدرت قرار دارد. رهبری که بیش از اندازه بر خود، موفقیت شخصی و تصویری که دیگران از او دارند تمرکز میکند، میتواند بهتدریج هنجارهای سازمان را تغییر دهد و شیوه رفتار دیگران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
رهبران خودشیفته معمولاً نیاز شدیدی به تحسین، دیده شدن و تأیید دارند و ممکن است تصمیمهای سازمانی را بیش از آنکه بر منافع جمعی بنا کنند، با توجه به منافع و تصویر شخصی خود هدایت کنند. وقتی چنین نگرشی در رأس سازمان قرار میگیرد، معیارهای موفقیت و حتی تعریف رفتار قابلقبول نیز ممکن است تغییر کند.
این تغییر فقط به رفتار مستقیم مدیر محدود نمیشود. کارکنان برای سازگار شدن با محیط ممکن است به تدریج بیاموزند که رقابت، جاهطلبی افراطی یا حتی پنهان کردن اشتباهات، بیش از همکاری و صداقت ارزش دارد. به این ترتیب، یک الگوی رفتاری میتواند از سطح فردی عبور کند و به بخشی از فرهنگ سازمان تبدیل شود.
مشکل زمانی جدیتر میشود که ساختارهای سازمانی نیز این رفتارها را تقویت کنند. نظام پاداش، شیوه ارزیابی عملکرد و نوع تصمیمگیری میتوانند به گونهای شکل بگیرند که جاهطلبی شخصی و دستیابی به نتیجه را بر مسئولیتپذیری و اصول اخلاقی مقدم بدانند. در چنین شرایطی، آثار یک سبک رهبری مخرب ممکن است حتی پس از تغییر مدیر نیز در سازمان باقی بماند.
در این پادکست بررسی میکنیم که یک رهبر خودشیفته چگونه میتواند فرهنگ یک سازمان را شکل دهد و چرا رفتارهای فردی در بالاترین سطح مدیریت گاهی به الگوهایی گسترده در میان کارکنان تبدیل میشوند. این اپیزود به رابطه میان شخصیت رهبران، ساختار سازمانی، اخلاق حرفهای و فرهنگی میپردازد که در نهایت بر رفتار و تصمیمهای همه اعضای سازمان اثر میگذارد.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.