تحول دیجیتال چگونه روابط زنجیره تأمین را دگرگون می‌کند (HBR)

تحول دیجیتال در حال تغییر روابط زنجیره تأمین است

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.

نویسندگان: ماریا خسوس سائنز، النا روییا و اینما بورییا

ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)

...

تحول دیجیتال در کسب‌وکارها در حال خلق محصولات، فرایندها و خدمات جدید است. اما برای ارائه این پیشنهادهای جدید، شرکت‌ها باید اطلاعات و دارایی‌های خود را به شیوه‌هایی با یکدیگر به اشتراک بگذارند که پیش‌تر امکان‌پذیر نبود. برای مثال، خدمات دیجیتالی‌شده ممکن است مستلزم آن باشند که شرکت‌های رقیب دارایی‌های فیزیکی مانند فضای انبار را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

در نتیجه، شرکت‌ها باید شیوه ایجاد و مدیریت روابط خود با سایر بازیگران زنجیره تأمین را تغییر دهند تا بتوانند انواع جدیدی از همکاری‌ها و توافق‌ها را شکل دهند. این موضوع مستلزم آن است که مدیران مسئول توسعه روابط زنجیره تأمین، مانند مدیران حساب یا مدیران تأمین، ذهنیتی فراتر از مرزهای سازمانی داشته باشند تا بتوانند همکاری، آزمایش و اعتماد را میان سازمان‌های مختلف تسهیل کنند.

پیشنهادهایی که در حال بازتعریف روابط هستند

یکی از فرایندهای زنجیره تأمین که به چنین تعاملاتی نیاز دارد، پیش‌بینی مشارکتی تقاضا بر پایه الگوریتم‌های یادگیری ماشین است. این الگوریتم‌ها با استفاده از اطلاعات لحظه‌ای درباره الگوهای خرید، عوامل جدید مؤثر بر تقاضا را شناسایی می‌کنند. برای بهره‌برداری کامل از این بینش‌ها، شرکت‌ها باید تعاملات عمیق‌تری با تأمین‌کنندگان بالادستی و مشتریان پایین‌دستی خود برقرار کنند.

یا محصولی را در نظر بگیرید که در حال بازتعریف روابط زنجیره تأمین است: پستانک هوشمند نوزاد که اطلاعاتی مانند دمای بدن و داروهای مصرفی کودک را جمع‌آوری می‌کند. تولیدکنندگان این محصول، تأمین‌کنندگان و خرده‌فروشان می‌توانند از این جریان‌های جدید داده برای بهبود محصول و طراحی محصولات جدید استفاده کنند. اما انجام این کار مستلزم ایجاد روابط همکاری گسترده‌تر است. برای مثال، خرده‌فروشان می‌توانند ثبت‌نام رایگان در یک اپلیکیشن پایش استفاده از پستانک را به مشتریان ارائه دهند. سپس تولیدکننده و تأمین‌کنندگان می‌توانند با استفاده از این داده‌ها، لوازم جانبی سفارشی متناسب با نحوه استفاده از محصول توسعه دهند.

نمونه‌هایی از خدماتی که به روابط جدید نیاز دارند، ابزارها و پلتفرم‌های دیجیتالی هستند که با فراهم کردن امکان تغییر از مالکیت دارایی به اشتراک‌گذاری دارایی، چابکی و انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین را افزایش می‌دهند. این خدمات نمونه خوبی از تأثیر تحول دیجیتال بر پویایی تعامل میان شرکت‌ها هستند.

برای مثال، انبارداری بر اساس تقاضا را در نظر بگیرید که توسط شرکت‌هایی مانند Flexe ارائه می‌شود. این خدمات، فضاهای بلااستفاده انبارهای صنعتی را شناسایی کرده و آن‌ها را به‌صورت کوتاه‌مدت در اختیار سایر شرکت‌ها قرار می‌دهند. این نوع اشتراک‌گذاری به مالک انبار کمک می‌کند هزینه دارایی بلااستفاده خود را جبران کرده و ظرفیت انبار را بهتر با تقاضای سایر شرکت‌ها هماهنگ کند. از سوی دیگر، خریدار این خدمت می‌تواند بدون افزودن یک دارایی پرهزینه به مجموعه دارایی‌های خود، نیازهای متغیر ذخیره‌سازی را برطرف کند. البته مالک باید بپذیرد که شرکت‌های متقاضی استفاده از انبار ممکن است رقبای سرسخت او باشند؛ موضوعی که پیش از تحول دیجیتال و ظهور چنین خدماتی، پذیرش آن دشوار بود.

نمونه دیگر، پلتفرم Walmart GoLocal است که به سایر خرده‌فروشان، رستوران‌ها یا کسب‌وکارهای آنلاین، کوچک و بزرگ، اجازه می‌دهد از شبکه توزیع والمارت برای انجام تحویل مرحله آخر سفارش مشتریان خود استفاده کنند. کاربران این پلتفرم به شبکه حمل‌ونقل والمارت و همچنین رانندگان مستقل فعال در آن دسترسی پیدا می‌کنند. شرکت‌های حاضر در این پلتفرم می‌توانند از این اکوسیستم متنوع برای دستیابی به بهره‌وری بیشتر استفاده کنند. برای مثال، با وجود مسیرهای متعدد ارسال کالا، این امکان فراهم می‌شود که چند شرکت از فضای یک وسیله نقلیه در مسیرهای مشترک استفاده کنند. تجمیع کالاها به این شکل باعث افزایش بهره‌وری ناوگان حمل‌ونقل و کاهش هزینه‌های جابه‌جایی می‌شود.

همان‌طور که این نمونه‌ها نشان می‌دهند، اگر خدمات مبتنی بر اشتراک‌گذاری دارایی که حاصل تحول دیجیتال هستند بخواهند به ظرفیت واقعی خود برسند، شرکت‌ها باید نگاه بازتری نسبت به رقابت‌های تجاری داشته باشند.

پرورش مدیرانی با ذهنیت فرامرزی

مدیرانی که مسئول طراحی و اجرای این روابط جدید هستند، باید پذیرای شیوه‌های ناآشنای کسب‌وکار باشند. آن‌ها باید بتوانند ارزش فرصت‌های غیرسنتی را تشخیص دهند، مناسب‌ترین شرکا را پیدا کنند و توافق‌هایی ایجاد کنند که ضمن به حداکثر رساندن ارزش ایجادشده، ریسک‌های احتمالی را به حداقل برسانند. بنابراین، شرکت‌هایی که زنجیره تأمین خود را دیجیتالی کرده‌اند یا قصد انجام این کار را دارند، باید نقش‌های جدید و سیستم‌های پشتیبان متناسب با آن را توسعه دهند. در ادامه چند نمونه از این رویکردها ارائه شده است.

شناسایی فرصت‌های همکاری

مدیران باید کارکنان را به کشف روش‌های جدید برای بهره‌گیری از روابط نو تشویق کنند. برای مثال، شرکت‌های دیجیتال پیشرو باید به‌طور مستمر فناوری‌های جدید را آزمایش کرده و همراه با شرکا و مشتریان خود نمونه‌های اولیه توسعه دهند. والمارت نیز در همکاری با TikTok در حال آزمایش فناوری پخش زنده است تا تجربه‌های خرید جدیدی را برای مشتریان فراهم کند.

تعریف شاخص‌های کلیدی عملکرد که منافع همکاری را منعکس کنند

مدیران ممکن است لازم باشد دامنه شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را گسترش دهند تا فرصت‌های ایجادشده توسط دیجیتالی‌سازی را نیز در بر گیرد. برای مثال، علاوه بر شاخص‌های رایج مانند تحویل به‌موقع، سرویس GoLocal والمارت میزان سود حاصل از تجمیع عملیات تحویل را نیز اندازه‌گیری می‌کند؛ قابلیتی که پیش از پیوستن شرکت‌ها به این پلتفرم وجود نداشت. چنین شاخص‌هایی شواهدی از موفقیت‌های اولیه ارائه می‌دهند و به توسعه‌پذیری مزایای ابتکارات دیجیتال کمک می‌کنند.

توسعه قراردادهای انعطاف‌پذیر

دیجیتالی‌سازی و جامعه کاربران ایجادشده پیرامون آن، این امکان را فراهم می‌کند که شرکت‌ها سیستم‌های قراردادی طراحی کنند که بتوانند شرایط قراردادها را به‌سرعت با نیازهای جدید کسب‌وکار هماهنگ کنند. برای مثال، Flex Pulse، پلتفرم ابری توسعه‌یافته توسط شرکت Flex، علاوه بر ایجاد دید کامل نسبت به عملیات تولید این شرکت در سراسر جهان، از یک سیستم قرارداد دیجیتال نیز پشتیبانی می‌کند.

این سیستم قراردادها را به‌صورت دیجیتال ذخیره و مدیریت می‌کند و عملیات میان Flex، تأمین‌کنندگان و مشتریان آن را به‌صورت لحظه‌ای پایش می‌کند. در نتیجه، شرایط قراردادی مانند مشوق‌ها می‌توانند به‌سرعت متناسب با تغییرات بازار اصلاح شوند. همچنین این سیستم با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی عملکرد تأمین‌کنندگان را ارزیابی کرده و فرصت‌های بهبود بهره‌وری عملیات مشترک را شناسایی می‌کند. این فرصت‌ها نیز می‌توانند به‌سرعت در قالب شرایط جدید قراردادها اعمال شوند.

در عصر جدیدی که تحول دیجیتال در حال شکل دادن به آن است، مدیرانی با ذهنیت فرامرزی به عاملان اصلی تغییر تبدیل خواهند شد. بدون حضور این افراد، شرکت‌ها برای رقابت در دنیای جدید با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهند شد.

نکات کلیدی

فناوری‌های دیجیتال به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که اطلاعات و دارایی‌های زنجیره تأمین را به شیوه‌های جدید با یکدیگر به اشتراک بگذارند. این فرصت‌های تازه مستلزم آن است که مدیران نقش تسهیل‌کننده همکاری، آزمایش و اعتماد را فراتر از مرزهای سازمانی بر عهده بگیرند. آن‌ها می‌توانند این هدف را از سه طریق دنبال کنند:

✓ شناسایی فرصت‌های همکاری. روش‌های مختلف بهره‌گیری از روابط جدید را بررسی کنید؛ مانند آزمایش فناوری‌های نو و توسعه نمونه‌های اولیه همراه با شرکا و مشتریان.

✓ گسترش دامنه شاخص‌های کلیدی عملکرد برای پوشش فرصت‌های ناشی از دیجیتالی‌سازی. این کار می‌تواند موفقیت‌های اولیه را به‌خوبی نشان دهد و زمینه گسترش مزایای ابتکارات دیجیتال را فراهم کند.

✓ توسعه سیستم‌های قراردادی انعطاف‌پذیر. دیجیتالی‌سازی این امکان را فراهم می‌کند که شرایط قراردادها به‌سرعت متناسب با نیازهای جدید کسب‌وکار بازتنظیم شوند.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.