پنج پرسش برای بیدار کردن انگیزه درونی کارکنان (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسنده: کریستی هجز
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
رهبران چگونه میتوانند به کارکنان کمک کنند تا در کار خود معنا پیدا کنند؟
سازمانها منابع قابلتوجهی را صرف تدوین ارزشها و بیانیههای مأموریت سازمانی میکنند، اما حتی الهامبخشترین آنها، از تعهد Volvo به ایمنی گرفته تا هدف Facebook برای متصل کردن مردم به یکدیگر، معمولاً در هیاهوی فعالیتهای روزمره کاری بهتدریج به حاشیه رانده میشوند.
آنچه کارکنان واقعاً برای ایجاد احساس مشارکت و رضایت شغلی به آن نیاز دارند، داشتن یک حس درونی از هدف است. بر اساس نظرسنجی Deloitte از نسل هزاره در سال 2016، افراد نسبت به شرکتهایی وفادارتر هستند که از اهداف شغلی و زندگی شخصی آنها حمایت میکنند؛ به عبارت دیگر، از چیزهایی که برایشان معنا و اهمیت دارد. هرچند این پژوهش بر نسل هزاره متمرکز بود، اما در طول بیش از یک دهه فعالیت من بهعنوان مربی مدیران ارشد، دریافتهام که این نگرش محدود به یک نسل نیست. صرفنظر از جایگاه سازمانی، صنعت یا مسیر شغلی، همه ما نیاز داریم در کاری که انجام میدهیم معنای شخصی پیدا کنیم.
رهبران میتوانند این حس درونی از هدف، یعنی آنچه در مقطع کنونی زندگی و مسیر حرفهای هر فرد بیشترین اهمیت را دارد، را از طریق گفتوگوهای ساده تقویت کنند. یکی از روشهای مؤثر، «نظریه شناسایی عمل» (Action Identification Theory) است که بیان میکند هر عمل را میتوان در سطوح مختلفی توصیف کرد. برای مثال، در همین لحظه من در حال نوشتن این مقاله هستم. اگر از زاویهای ساده نگاه کنیم، مشغول تایپ کردن کلمات روی صفحهکلید هستم. اما اگر از سطحی بالاتر نگاه کنیم، در حال کمک به پرورش رهبران بهتر هستم. زمانی که رهبران به کارکنان کمک میکنند این مسیر را طی کنند و از سطح فعالیت روزمره به هدف بزرگتر برسند، حتی انجام سادهترین وظایف نیز برای آنها معنا پیدا میکند.
راهکار دیگر، برگزاری گفتوگوهای منظم بر پایه پنج محور پرسش است تا کارکنان بتوانند هدف درونی خود را بهتر کشف و بیان کنند. رهبران میتوانند پرسشهای زیر را مطرح کنند.
در انجام چه کارهایی توانمند هستید؟
انجام کدام فعالیتهای کاری برای شما به تلاش کمتری نیاز دارد؟ چه مسئولیتهایی را به عهده میگیرید، زیرا معتقدید بهترین فرد برای انجام آنها هستید؟ چه تواناییهایی در طول مسیر حرفهای باعث شدهاند مورد توجه دیگران قرار بگیرید؟ هدف از این پرسشها کمک به افراد برای شناسایی نقاط قوتشان و ایجاد فرصتهای جدید بر پایه آنهاست.
از انجام چه کارهایی لذت میبرید؟
در یک هفته کاری معمول، انجام چه کارهایی بیش از همه برایتان لذتبخش است؟ وقتی به تقویم کاری خود نگاه میکنید، انجام کدام فعالیتها به شما انرژی میدهد؟ اگر هیچ محدودیتی وجود نداشت و میتوانستید شغل خود را از نو طراحی کنید، ترجیح میدادید زمانتان را چگونه سپری کنید؟ این پرسشها به افراد کمک میکند آنچه را در کارشان دوست دارند پیدا یا دوباره کشف کنند.
کدام کارها بیشترین احساس مفید بودن را به شما میدهند؟
از کدام دستاوردهای کاری خود بیشترین احساس غرور را دارید؟ کدامیک از وظایف شما بیشترین اهمیت را برای تیم یا سازمان دارد؟ مهمترین اولویتهای زندگی شما چیست و کارتان چه نقشی در تحقق آنها ایفا میکند؟ این پرسشها ارزش ذاتی برخی فعالیتهای کاری را برای افراد آشکار میکنند.
چه چیزی در شما احساس پیشرفت و حرکت رو به جلو ایجاد میکند؟
در حال حاضر چه چیزهایی یاد میگیرید که در آینده برایتان مفید خواهند بود؟ گام بعدی خود را در مسیر حرفهای چگونه تصور میکنید؟ کار امروزتان چگونه شما را به آیندهای که برای خود در نظر گرفتهاید نزدیکتر میکند؟ هدف از این پرسشها این است که افراد ببینند فعالیتهای امروز آنها چگونه زمینهساز دستیابی به اهداف آیندهشان است.
رابطه شما با دیگران چگونه است؟
همکاری با چه افرادی برای شما بهترین تجربه را رقم میزند؟ اگر قرار بود محل کار ایدهآل خود را بسازید، دوست داشتید با چه نوع افرادی همکار باشید؟ کار شما چگونه به تقویت روابط خانوادگی و ارتباطات اجتماعیتان کمک میکند؟ این پرسشها افراد را تشویق میکنند درباره روابطی که کار را برایشان معنادارتر میکند فکر کنند و آنها را تقویت کنند.
هدایت دیگران برای یافتن هدف درونی کار آسانی نیست، اما این رویکردها میتوانند این مسیر را هموارتر کنند.
کریستی هجز مربی ارشد رهبری است که در حوزه ارتباطات مدیران اجرایی تخصص دارد و نویسنده کتابهای The Inspiration Code و The Power of Presence است. او همچنین رئیس شرکت The Hedges Company و عضو هیئت علمی مؤسسه رهبری تحولآفرین دانشگاه جورجتاون است.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.