چگونه از خودمان مراقبت میکنیم؟ (HBR)
مراقبت از خود فقط به استراحت، ورزش یا فعالیتهای فردی محدود نمیشود. با مدیریت زمان، حفظ روابط و ایجاد تعادل میان کار و زندگی میتوان رفاه و رضایت بیشتری تجربه کرد.

این مصاحبه در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
گفتوگویی با اشلی ویلنز
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
وقتی باید تا موعد تحویل پروژه کار کنیم، بیش از حد در سفر باشیم یا برای مدیری کار کنیم که در تمام ساعات شبانهروز ایمیل میفرستد، مراقبت از خود میتواند به کاری دشوار تبدیل شود. ایمی برنستین و نیکول تورس، مجریان این گفتوگو، با پژوهشگر حوزه شادی، اشلی ویلنز، درباره این موضوع صحبت کردند. او توضیح داد که مدیران چگونه میتوانند با رفتار خود الگوی عادتهای سالم باشند و کارکنان چگونه میتوانند برای انجام این عادتها زمان پیدا کنند. او همچنین بر اهمیت اختصاص دادن زمان به کارهایی تأکید کرد که به زندگی ما معنا، هدف و احساس تعلق میبخشند.
اشلی ویلنز: من پژوهشگر رفاه ذهنی هستم؛ شادی را مطالعه میکنم. وقتی به مراقبت از خود فکر میکنم، به عواملی فکر میکنم که شادی را پیشبینی میکنند. آیا زمان کافی برای بودن در کنار افرادی که دوستشان دارم، دارم؟ کیفیت تعاملات اجتماعی من چگونه است؟ آیا تمام مدت مشغول کار با تلفن همراهم هستم؟ آیا آنقدر با عجله از یک قرار به قرار دیگر، از یک جلسه به جلسه بعدی یا از یک وقت اسپا به یک قرار ناهار میروم که دیگر هیچ رضایتی از تعاملات اجتماعی خود به دست نمیآورم؟ آیا کاری معنادار دارم که برایم هدفمند باشد؟ در محیط کار دقیقاً مشغول انجام چه کارهایی هستم؟ آیا احساس میکنم بر زمان، برنامه روزانه و وظایفی که انجام میدهم کنترل دارم؟ آیا نسبت به آینده زندگیام خوشبین هستم؟ وقتی به مراقبت از خود فکر میکنم، ابتدا به نتیجه آن، یعنی رفاه و معنا در زندگی، فکر میکنم و سپس از آن نقطه به عقب برمیگردم تا عوامل شکلدهنده رفاه را بررسی کنم.
نیکول تورس: این نگاه بسیار مفیدی است؛ اینکه مراقبت از خود را یک مسیر جامع بدانیم که کار و روابط با دیگران را هم در بر میگیرد. این مفهوم فقط یک ایده بازاریابی نیست و فقط به ماسک صورت یا ماساژ محدود نمیشود. مراقبت از خود بسیار گستردهتر از اینهاست. این دیدگاه کمک میکند بهتر بفهمم مراقبت از خود چگونه در زندگی من جای میگیرد. من همیشه تصور میکردم کار و مراقبت از خود دو موضوع جدا از هم هستند. آیا اینکه شغلم را در اولویت قرار بدهم، زمان زیادی را صرف کار کنم و برای پیشرفت حرفهای تلاش کنم، در واقع نوعی مراقبت از خودِ آیندهام نیست؟
اشلی: همه ما در زندگی هدفها، نیازها و انگیزههای متعددی داریم. من به ساختار کل روزهایمان و اینکه زمانمان را چگونه سپری میکنیم فکر میکنم. آیا این شیوه گذراندن زمان با چیزهایی که برایمان اهمیت دارند همخوانی دارد؟ هرچه نحوه سپری کردن روزهایمان بیشتر با همه چیزهایی که به آنها اشاره کردید هماهنگ باشد، یعنی داشتن شغلی پربازده و رضایتبخش، احساس پیشرفت در آن، داشتن روابط اجتماعی سالم و اختصاص زمانی برای خود، همه اینها در دسته ارزشها، هدفها و چیزهایی قرار میگیرند که برایتان مهم هستند. هرچه روزهایتان را سازگارتر با این هدفها، ارزشها و آرزوها بگذرانید، بیشتر احساس میکنید از خودتان مراقبت کردهاید و همه بخشهای زندگی با یکدیگر هماهنگ هستند. در این صورت، کار لزوماً در تضاد با زندگی شخصی شما نیست، بلکه بخشی از یک تصویر بزرگتر است. کار یکی از انگیزههای شما را برآورده میکند و داشتن مجموعهای متنوع از انگیزهها باعث میشود در مجموع انسان شادتر و سالمتری باشید.
ایمی برنستین: من یاد گرفتهام که باید بفهمم چه چیزهایی باعث میشوند با رضایت و حال خوب کار کنم. اگر این یعنی وسط ساعات کاری از 9 صبح تا 5 بعدازظهر به باشگاه بروم، اشکالی ندارد. این همان چیزی است که به آن نیاز دارم و تنها زمانی است که میتوانم انجامش دهم. این کار باعث میشود سالمتر باشم، ذهنم آرامتر باشد و عملکرد بهتری داشته باشم. بهعنوان یک مدیر، باید این موضوع را با دیگران، بهویژه زنان محل کار، در میان بگذارم، چون این کار به آنها نیز اجازه میدهد از خودشان مراقبت کنند.
اشلی: دقیقاً از همینجا مدیران باید شروع به صحبت کنند، بهویژه با گروههایی مانند کارکنان تازهکار و زنان، و دستورالعملهای روشنی برای درخواست زمان شخصی در محیط کار داشته باشند. در بخشی از پژوهشهایی که درباره درخواست زمان بیشتر برای انجام کارهایی با موعد تحویل قابلانعطاف انجام دادهام، مشخص شده است کارکنانی که چنین درخواستی میکنند و احساس میکنند میتوانند این کار را انجام دهند، همانطور که انتظار میرود، کمتر دچار فرسودگی شغلی میشوند، شادتر هستند و عملکرد بهتری دارند؛ زیرا با درخواست زمان بیشتر، کار باکیفیتتری تحویل میدهند. مشکل اینجاست که کارکنان تازهکار و زنان، یعنی همان گروههایی که بیشترین بهره را از زمان اضافی میبرند، کمتر از دیگران این درخواست را مطرح میکنند، چون تصور میکنند ممکن است بابت آن تنبیه شوند، در حالی که دادههای من هیچ تفاوتی از نظر جنسیت یا جایگاه شغلی در این زمینه نشان نمیدهد. اگر من برای خودم زمانی اختصاص دهم یا وسط روز کاری به باشگاه بروم، باز هم در گوشه ذهنم این نگرانی وجود دارد که شاید ترفیع نصیب کسی شود که تمام وقت در دفترش مشغول کار است. ما میدانیم برای مراقبت از خود چه کارهایی باید انجام دهیم، اما سؤال این است که این موضوع در عمل چگونه اجرا میشود؟
ایمی: نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم، تصور «کارمند ایدهآل» است. بخشی از راهحل این است که انتظارهایمان را بازتعریف کنیم و هدفهایی انسانیتر برای همه تعیین کنیم؛ از مدیران ارشد گرفته تا سایر کارکنان.
اشلی: پژوهشها نشان میدهند اگر مدیران در طول تعطیلات واقعاً ارتباط خود را با کار قطع کنند، کارکنان نیز بیشتر احتمال دارد همین کار را انجام دهند.
ایمی: به همین دلیل است که بعد از ساعت مشخصی یا در آخر هفته ایمیل ارسال نمیکنید.
اشلی: در فرهنگ کاری آمریکا، اگر بخواهید کارکنان واقعاً از این مزایا استفاده کنند و ارتباط خود را با کار قطع کنند، دادهها نشان میدهند اگر خودشان بهطور طبیعی این کار را انجام ندهند، باید آنها را به استفاده از مرخصی تشویق یا حتی ملزم کرد. هنوز هم بسیاری از افراد تصویر خاصی از کارمند ایدهآل در ذهن دارند. ما باید هنجاری فرهنگی ایجاد کنیم که بر اساس آن، بررسی مداوم اسلک و ایمیل نشانه کارمند ایدهآل نباشد. کارمند ایدهآل کسی است که در محل کار با تمام توان کار میکند، سپس در زمانی منطقی محل کار را ترک میکند و بیرون از محیط کار نیز به زندگیای همراه با مراقبت از خود میپردازد. وقتی هویتی کامل داشته باشید که فقط به کار محدود نباشد، عملکرد بهتری خواهید داشت.
ایمی: قبلاً تصور میکردم مراقبت از خود یعنی ماساژ گرفتن، رفتن به باشگاه و اینکه زمانی را فقط برای خودتان کنار بگذارید. اما حالا متوجه شدهام که مراقبت از خود یعنی هر کاری را انجام دهید که به شما احساس کامل بودن بدهد. این موضوع شامل حفظ روابط شخصی و توجه به کسانی که برایتان مهم هستند، در کنار چیزهایی که برایتان اهمیت دارند، نیز میشود.
اشلی: مراقبت از خود یعنی دقیقهها، لحظهها، ساعتها و روزهای زندگیتان را به شکلی سپری کنید که با چیزها و افرادی که برایتان اهمیت دارند هماهنگ باشد. گاهی رسیدگی به فرزندان یا کسانی که دوستشان داریم، در همان لحظه استرسزا به نظر میرسد، اما دقیقاً همین کارها هستند که به زندگی ما معنا، هدف و احساس تعلق میبخشند.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.











