از احساسات خود به نفع خود استفاده کنید (HBR)

احساسات خود را به نفع خود به کار بگیرید

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.

نویسنده: سوزان دیوید

ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)

...

ما اغلب توصیه‌ها و راهکارهایی درباره «کنترل» احساسات خود می‌شنویم، اما این نگاه از اساس نادرست است. احساسات شدید ذاتاً بد نیستند؛ لازم نیست آن‌ها را سرکوب یا کنترل کنید. در واقع، احساسات نوعی داده هستند. احساسات در طول فرایند تکامل به‌عنوان یک سیستم پیام‌رسان شکل گرفته‌اند؛ سیستمی که به ما کمک می‌کند هم با دیگران بهتر ارتباط برقرار کنیم و هم خودمان را عمیق‌تر بشناسیم. آنچه باید یاد بگیریم، پرورش چابکی هیجانی (Emotional Agility) است؛ یعنی توانایی استخراج اطلاعات ارزشمند حتی از دشوارترین احساسات، تا بتوانیم بر اساس آن‌ها تصمیم‌های بهتری بگیریم.

کارکرد این احساس چیست؟

برای اینکه بیشترین بهره را از این داده‌ها ببرید، از خودتان بپرسید: «کارکرد این احساس چیست؟» این احساس چه چیزی می‌خواهد به من بگوید؟ چه پیامی را می‌خواهد منتقل کند؟

برای مثال، میخائیل را در نظر بگیرید. او به دلیل هجوم بی‌پایان وظایف کاری، در چرخه‌ای دائمی از استرس گرفتار شده بود. اما وقتی احساسات خود را دقیق‌تر بررسی کرد، متوجه شد آنچه تجربه می‌کند فقط استرس نیست. او در واقع از شغلش احساس نارضایتی می‌کرد، از برخی تصمیم‌های شغلی گذشته خود ناامید بود و نسبت به آینده حرفه‌ای‌اش اضطراب داشت. زمانی که میخائیل این احساسات را شناخت و آن‌ها را پذیرفت، توانست پیام واقعی آن‌ها را درک کند: او به این نتیجه رسیده بود که شاید در مسیر شغلی درستی قرار ندارد.

این آگاهی باعث شد به جای اینکه صرفاً با افزایش انضباط فردی، اولویت‌بندی بهتر وظایف یا نه گفتن به کارهای اضافی، با مشکل بهره‌وری خود مقابله کند، راه‌حل مناسب‌تری را انتخاب کند. او همکاری با یک کوچ شغلی را آغاز کرد. با بررسی پیام احساساتش، به جای سرکوب کردن آن‌ها یا تمرکز بر مسئله‌ای اشتباه، شناخت تازه‌ای از خود به دست آورد و در نهایت مسیر شغلی جدیدی پیدا کرد که با وجود مشغله زیاد، استرس بسیار کمتری را تجربه می‌کرد.

احساسات ما می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما بدهند. اجازه دهید آن‌ها روشن کنند که دوست دارید چه چیزی را تغییر دهید، در آینده چگونه رفتار کنید و چه ارزش‌هایی برای شما اهمیت بیشتری دارند.

آیا واکنش شما با ارزش‌هایتان همسو است؟

احساسات همچنین می‌توانند به ما کمک کنند ارزش‌های عمیق خود را بهتر بشناسیم. آن‌ها اغلب نشان می‌دهند چه چیزهایی برای ما بیشترین اهمیت را دارند. شما نسبت به خانواده خود احساس عشق دارید. در محیط کار احساس جاه‌طلبی می‌کنید و موفقیت و شایستگی برایتان ارزشمند است. وقتی به یکی از کارکنان خود کمک می‌کنید به اهدافش برسد، احساس رضایت می‌کنید. وقتی بر فراز قله کوه می‌ایستید، احساس آرامش و خشنودی دارید. تمرکز بر این ارزش‌های بنیادی بسیار مفیدتر از تمرکز صرف بر احساسات لحظه‌ای است؛ احساساتی که گاهی می‌توانند ما را به تصمیم‌های نادرست سوق دهند.

فرض کنید باید بازخوردی دشوار به یکی از کارکنان مستقیم خود بدهید. از انجام این گفت‌وگو مضطرب هستید و مدام آن را به تعویق می‌اندازید؛ تعویقی که فقط اضطراب شما را بیشتر می‌کند. وقتی احساسات خود را دقیق‌تر بررسی می‌کنید، متوجه می‌شوید یکی از ارزش‌هایی که پشت این تعلل قرار دارد، عدالت است. او کارمند توانمندی است و شما نمی‌خواهید در حقش بی‌انصافی کنید.

در این شرایط از خود بپرسید: «انجام دادن یا انجام ندادن این گفت‌وگو، مرا به ارزش عدالت نزدیک‌تر می‌کند یا از آن دورتر؟» وقتی از این زاویه به موضوع نگاه کنید، متوجه می‌شوید ارائه این بازخورد و کمک به موفقیت او، در واقع هم نسبت به او و هم نسبت به کل تیم، عادلانه‌تر از تسلیم شدن در برابر اضطراب خودتان است. به این ترتیب، دیگر اسیر احساسات لحظه‌ای خود نیستید و می‌توانید تصمیمی بگیرید که با ارزش‌های بنیادین شما هماهنگ باشد.

این شیوه تفکر کمک می‌کند از موقعیت‌هایی دوری کنید که در کوتاه‌مدت احساس خوبی به شما می‌دهند، اما در بلندمدت با ارزش‌های واقعی‌تان همخوانی ندارند. به تعویق انداختن یک گفت‌وگوی دشوار تنها یک نمونه است. نمونه‌های دیگر نیز فراوان‌اند؛ مانند اینکه وقتی برایتان شفقت ارزشمند است، از روی عصبانیت با کسی تند صحبت کنید؛ یا فقط به دلیل احساس امنیت، در شغلی بمانید که هیچ ارتباطی با رؤیای راه‌اندازی کسب‌وکار خود ندارد، در حالی که رشد برایتان یک ارزش اساسی است؛ یا به خاطر کوچک‌ترین اشتباهات، خودتان را سرزنش کنید، در حالی که در واقع برای عزت‌نفس و پذیرش خود ارزش قائل هستید.

مدیریت احساسات به معنای حذف آن‌ها نیست؛ بلکه یعنی راهبردهایی را به کار بگیرید که به شما اجازه دهند از احساساتتان به شکلی مؤثر استفاده کنید، نه اینکه آن‌ها کنترل رفتار و تصمیم‌هایتان را در دست بگیرند. احساسات، سیستم هدایت طبیعی شما هستند و زمانی بهترین عملکرد را دارند که به جای جنگیدن با آن‌ها، به پیامشان گوش دهید.


سوزان دیوید از بنیان‌گذاران مؤسسه کوچینگ Harvard/McLean و عضو هیئت علمی دانشگاه هاروارد است. او نویسنده کتاب Emotional Agility (انتشارات Avery، سال 2016) است؛ کتابی که بر پایه مفهومی نوشته شده که Harvard Business Review آن را «ایده مدیریتی سال» نامید. سوزان دیوید به‌عنوان سخنران و مشاور با مدیران ارشد صدها سازمان بزرگ، از جمله سازمان ملل متحد، Ernst & Young و مجمع جهانی اقتصاد همکاری کرده است. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به وب‌سایت www.susandavid.com مراجعه کنید یا او را در Twitter با شناسه @SusanDavid_PhD دنبال کنید.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.