چگونه در لحظات دشوار، تابآوری خود را حفظ کنیم؟ (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
در جریان گفتوگوهای دشوار، ممکن است بهتدریج برداشت خود از شخصیت و تواناییهایتان را زیر سؤال ببرید. برای مثال، فرض کنید یکی از اعضای تیمتان به شما میگوید: «در جلسه شرکت نکردم، چون احساس کردم برای ایدههای من ارزشی قائل نیستی.» در پاسخ، ممکن است با خود فکر کنید: «شاید واقعاً مدیر توانمندی نیستم.»
برای بسیاری از افراد، احساس اینکه تصویر ذهنیشان از خودشان در معرض تهدید قرار گرفته، هیجانهای شدیدی ایجاد میکند. این احساسات میتوانند آنقدر overwhelming شوند که ادامه دادن یک گفتوگوی سازنده تقریباً غیرممکن شود. به همین دلیل، هنگام گفتوگوهای دشوار، لازم است به احساسات مربوط به تصویر ذهنی، هم در خودتان و هم در طرف مقابل، توجه ویژهای داشته باشید.
تصویر ذهنی از خود را بشناسید
تصویر ذهنی شما از خودتان بر پایه مجموعهای از باورها و فرضهایی شکل گرفته است که درباره خود دارید؛ برای مثال:
«من مدیر مؤثری هستم.»
«من انسان خوبی هستم.»
«برای کارکنانم اهمیت قائل هستم.»
«به موفقیت سازمانم متعهد هستم.»
این مجموعه باورها به شما کمک میکند نیازهایی مانند عزتنفس، احساس شایستگی و مورد احترام بودن از سوی دیگران را برآورده کنید. کمتر کسی دوست دارد خودش را فردی ناتوان، بیتفاوت یا بیوفا بداند.
چرا انکار تا این اندازه رایج است؟
بسیاری از افراد با یک ذهنیت «یا این یا آن» به تصویر ذهنی خود نگاه میکنند؛ برای مثال: «یا وفادار هستم یا بیوفا» یا «یا فردی دلسوز هستم یا بیتفاوت.» متأسفانه چنین نگرشی باعث میشود تحمل انتقاد یا بازخورد منفی دیگران بسیار دشوار شود.
برای مثال، فرض کنید یکی از همکارانتان به شما بگوید: «واقعاً از اینکه از پیشنهاد من حمایت نکردی، ناامید شدم.» ممکن است فوراً با خودتان نتیجه بگیرید: «اگر از همکارم حمایت نکرده باشم، پس آدم وفاداری نیستم.» اگر پذیرفتن چنین نتیجهای برایتان غیرقابل تحمل باشد، احتمال دارد به جای پذیرش واقعیت، وارد مرحله انکار شوید و بگویید: «نه، من از پیشنهادت حمایت کردم.»
واکنشهای دیگر در برابر تهدید تصویر ذهنی
افراد در برابر تهدید شدن تصویر ذهنی خود ممکن است واکنشهای دیگری نیز نشان دهند؛ از جمله:
سرکوب احساسات، حفظ ظاهری بیتفاوت و پناه بردن به کلیگوییها: «بیایید آرام باشیم و یک دستورالعمل دقیق برای این موضوع تدوین کنیم.»
واکنش تدافعی و حمله به طرف مقابل: «منظورت این است که داری من را دروغگو خطاب میکنی؟!»
امتناع از روبهرو شدن با اختلاف: «بیایید این موضوع را فراموش کنیم و ادامه بدهیم.»
هیچیک از این واکنشها به شما کمک نمیکند بازخورد را واقعاً بشنوید یا تغییرات لازم را برای بهبود شیوه تعامل خود با دیگران ایجاد کنید.
چگونه با تهدیدهای مربوط به تصویر ذهنی خود برخورد کنیم؟
چند راهکار میتواند به شما کمک کند هنگام مواجهه با چالشهایی که تصویر ذهنیتان را تهدید میکنند، واکنش مؤثرتری داشته باشید:
تصویر ذهنی خود را بشناسید. همه باورهایی را که بر برداشت شما از خودتان تأثیر میگذارند، فهرست کنید. اگر از قبل بدانید کدام باورها ممکن است باعث واکنش تدافعی شما شوند، هنگام مواجهه با آنها راحتتر میتوانید احساسات منفی خود را مدیریت کنید.
ذهنیت «هم این، هم آن» را جایگزین ذهنیت «یا این یا آن» کنید. به جای اینکه تصور کنید یا کاملاً شایسته هستید یا کاملاً ناتوان، به خودتان یادآوری کنید که همه انسانها ترکیبی از نقاط قوت و ضعف هستند. ممکن است در برخی زمینهها بسیار توانمند باشید و در برخی دیگر هنوز جای پیشرفت داشته باشید.
ناقص بودن را بپذیرید. بپذیرید که همه انسانها گاهی اشتباه میکنند. مهم این است که از اشتباهات خود درس بگیرید و رشد کنید.
چگونه به انتقاد پاسخ دهیم
نوشته پیتر برگمن
همه ما در مقطعی از زندگی با انتقادی غیرمنتظره غافلگیر شدهایم و واکنش مناسبی نشان ندادهایم. یادم میآید زمانی هدایت پروژهای را بر عهده داشتم که تصور میکردم همه چیز عالی پیش میرود، تا اینکه دو نفر از همکارانم مرا کنار کشیدند و گفتند بیش از حد کنترلگر و سلطهجو شدهام. اولین واکنش من دفاع از خودم بود. بهسختی میتوانستم به حرفهایشان گوش بدهم و تا پایان پروژه احساس ناراحتی و معذب بودن داشتم.
انتقادهای غیرمنتظره، بهویژه درباره موضوعی که خودتان متوجه آن نبودهاید، معمولاً همین اثر را دارند؛ آنها از نظر احساسی شما را تحت فشار قرار میدهند. اما میتوان به شکل سازندهتری با آنها برخورد کرد. وقتی در حال شنیدن بازخورد هستید و احساس میکنید آدرنالین در بدن شما بالا میرود، مکث کنید، یک نفس عمیق بکشید و سپس این برنامه را دنبال کنید.
ابتدا احساسات خود را بپذیرید و موقتاً کنار بگذارید. ما به آن «انتقاد سازنده» میگوییم و معمولاً هم همینطور است، اما همچنان ممکن است دردناک، برهمزننده تعادل یا کاملاً شخصی به نظر برسد. ناراحتی، خشم، خجالت یا احساس ناکافی بودن خود را تشخیص دهید. آنها را بهعنوان «احساس» بپذیرید و سپس موقتاً کنار بگذارید تا مانع شنیدن اصل پیام نشوند.
همچنین، فراتر از شیوه بیان انتقاد نگاه کنید. ارائه بازخورد کار آسانی نیست و ممکن است فرد مقابل مهارت زیادی در بیان آن نداشته باشد؛ اما این موضوع به معنای بیارزش بودن یا نادرست بودن پیام او نیست. مراقب باشید شیوه ارائه را با اصل پیام اشتباه نگیرید.
سپس نه موافقت کنید و نه مخالفت. فقط اطلاعات را جمعآوری کنید. سؤال بپرسید. نمونههای مشخص درخواست کنید. آنچه را شنیدهاید با زبان خودتان مرور کنید تا مطمئن شوید درست متوجه شدهاید. فعلاً نیاز به پاسخ دادن را کنار بگذارید. این کار باعث میشود حالت تدافعی شما کاهش یابد و بتوانید واقعاً به حرفهای طرف مقابل گوش دهید.
انتقاد، بهویژه زمانی که غیرمنتظره باشد، اطلاعات ارزشمندی درباره برداشت دیگران از شما در اختیارتان قرار میدهد. اگر این مراحل را دنبال کنید، میتوانید آن را بهطور کامل درک کنید و از آن برای رشد و یادگیری خود بهره ببرید.
پیتر برگمن مدیرعامل شرکت Bregman Partners است؛ یک شرکت بینالمللی مشاوره مدیریت که به مدیران عامل و تیمهای رهبری آنها مشاوره ارائه میدهد.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.